مردی با ترس و رنگ و رویِ پریده به خانه‌ای پناه برد. صاحبخانه گفت: برادر از چه می‌ترسی؟ چرا فرار می‌كنی؟ مردِ فراری جواب داد: مأموران بی‌رحم حكومت، خرهای مردم را به زور می‌گیرند و می‌برند.

 

صاحبخانه گفت: خرها را می‌گیرند ولی تو چرا فرار می‌كنی؟ تو كه خر نیستی؟ مردِ فراری گفت: مأموران احمق‌اند و چنان با جدیت خر می‌گیرند كه ممكن است مرا به جای خر بگیرند و ببرند.